مير سيد على جناب

70

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي )

شرح لمعه حاشيه منه ( از شهيد ) ندارد . آميرزا حسن آميرزا ابراهيم پدر او به محررى در مسجد نو بازار اشتغال داشت . آميرزا حسن نزد حاجى ميرزا حبيب اللّه رشتى و ديگر علماى نجف تحصيل كرده بود . در اصفهان تدريس اصول و فقه خارج مىكرد ، در نهى از منكر بىاختيار بود و شب‌بيدارى را مواظبت داشت ، در محله در دشت ، نزديك مسجد جمعه منزل داشت و امامت مىكرد . غالبا به سبب نهى از منكراتى كه از بستگان حاجى ميرزا هاشم امام‌جمعه صادر مىشد باعث تغيّر امام‌جمعه بود ، مخصوصا در موضوع چند مسجد كه يهودىها و غيره به‌عنوان خريد از امام‌جمعه تصرف كرده و از صورت مسجديّت انداخته بودند ، آميرزا حسن كوشش نمود و آن‌ها را مسترد داشت . از آن جمله مسجدى بود كه كهنه‌چين‌ها تصرف داشتند ، و آميرزا حسن در مذاكره با امام‌جمعه و مقام استرداد آن‌ها مشغول بود كه شايد بتواند امام‌جمعه را راضى كند و مسجد را برگرداند ، كه ناگهان حاجى ميرزا هاشم امام‌جمعه ، شب ششم ماه رمضان به‌طور فجأة وفات كرد . همان روز برحسب حكم آميرزا حسن جمعيّت زيادى از مردم به آنجا رفتند و مسجد را از دست كهنه‌چين‌ها گرفتند . در اثر اظهار ارادت متمولين از تجّار و ساير طبقات در آن‌روز در خراب كردن آثار موجوده و بناى مسجد ، كوششى به عمل آمد كه ليالى احياء همان ماه رمضان در شبستان آن ، مسجد جديد البناء با آجر و گچ به پا داشته شد . و نام آن را مسجد سلام گذاردند . و چندين مدرسه را هم او در زمان حيات از تصرف امام‌جمعه خارج ساخت ، و چندين شرابخانه را مانند جوى آب روان ساخت . وفات او در سال هزار و سيصد و بيست و چهار واقع شد .